Translate

۱۳۹۷ آذر ۴, یکشنبه

ايران به شماي ايراني نياز دارد، خودرا رنگ نكنيد.!

ايرانيان را سر مي برند و جشن #پوريم مي گيرند،همه ساله به ايشان تبريك مي گوييم!

اسكندر، پارسه را به آتش مي كشد و داشته هايمان را به غارت مي برد، نام فرزندانمان را #اسكندر مي گذاريم!

تيسفون را نابود مي كنند و #گندي_شاپور را به آتش مي كشند، و به گفته غربيان، تكنولوژي جهان را هزار سال به عقب مي رانند، نام فرزندانمان را محمد و علي و حسين مي گذاريم! براي حسين سوگواري مي كنيم!

مغول به ايران حمله مي كند، نام چنگيز از نامهاي فاخر ملتمان مي شود.!

به زنانمان در قفقاز تجاوز مي كنند، و آران را از وطنمان جدا مي كنند، كمونيست مي شويم حزب تشكيل مي دهيم، و در پي نابودي كشور بر مي آييم.!

#دمكراسي غرب، انقلابي نمايشي در ايران ميسازد، و سرداران دلير كشورمان را در بالاي مدرسه... تيرباران مي كند، #دمكرات مي شويم، و به دنبال #جمهوري مي رويم.!

هشت سال به كشورمان تجاوز مي كنند و فرزندانمان را در راه دفاع از ميهن به مسلخ مي فرستيم، سپس پول مي فرستيم ، ضريح طلا مي سازيم و آب كشورمان را با لوله كشي براي كشورشان هديه مي كنيم، و از مردان كشور متخاصم، با نواميسمان در مشهد پذيرايي مي كنيم.!

مدعي هستيم كه فرزندان كوروشيم.!

ما بي هويتان تاريخيم، نه #فرزندان_كوروش.!

ميهن هر انسان، در قلب اوست، و ما قلبمان را از شرف و همدوستي خالي كرده ايم.!

درد مرگ روزنامه نگار عربستان از قتلهايي كه روزانه در كشورمان اتفاق مي افتد، مهمتر است.!

براي ايراني بودن، براي فرزند كوروش بودن، براي يكي شدن، براي پيوستگي بايد شجاع بود، عاشق فرهنگ ايران بود، از فلسفه ايران پيروي كرد، و همراه ايرانيت بود.!

قبله گاه شما از #واشنگتن و #تل آويو، #لندن و #مكه، #مسكو و #پكن، بايد به #پارسه و #تيسفون، #تهران و #زابل، #تبريز و #زابل برگردد.!

خويش را بازيابيم، تا بتوانيم يكي شويم.

با اين همه بي هويتي ، نخواهيم توانست، يك هويت شويم، و ايران براي حيات خويش، به ايراني باهويت نياز دارد، ملت ايران را تنها مگذاريم.!

به تاريخ پست

بابك خسروي



۱۳۹۳ مهر ۲۴, پنجشنبه

واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا

تورا به خدا نخنديد!
مدتي نظاره گره عملكرد گروه ها و دسته هاي بسيار فعال در سراسر جهانم كه همه و همه بر در تلاش هستند تا با مسائل و مشكلات ناشي از حضور حكومتي نسبتاً جمهوري و تقريباً اسلامي در ايران مبارزه كنند.!
هنوز پنج سال نشده ماجراي ندا و سهراب يك شب در ميان براي جلو گيري از اعدام يكنفر هي بيانيه ميدن، كارگروه ميسازند، نامه سرگشاد و سرتنگ مينويسند، التماس ميكنند، زور ميگويند ، كه چي؟!
 جمهوري اسلامي جان مادرت نكش، خانواده مقتول جان مادرت رضايت بده، روزنامه نگار كشتن نداره ، دفاع از ناموس كشتن نداره ، يا اصلاً هيچ كاري در جهان ارزش جان انسان را نداره آقا نكشيد...!

اون خانم خودش را آب و رنگ ميزنه ، فرم پرچم ملي را تغيير ميده ميره كه بگه؛ جان مادرت بگذاريد ما بريم تو ورزشگاه واليبال ببينيم.!

اين يكي گروه تشكيل ميده بيانيه به امضاء برسونه كه آهاي  بياييد كمك كنيد ريحانه اعدام نشه.!

اون يكي نشسته مطلب جمع ميكنه كه هيهات! اين آقا كه شروع كرده محبوبيت عمومي را بدست بياره ، هدفش تخريب فرهنگ ايران است و از طرف جمهوري اسلامي مامور است به اينكار!
اين يكي ميگه آقا من فقط معتقدم به روابط مطلوب بين ايران و كشور دوست و تامين كننده هزينه برنامه تلويزيونم عربستان.!
اون بانو ميگه: بابا وكيل كارش دفاع از متهم است ، و بايد دفاع كند ، چرا به جرم دفاع از متهم وكلا تو زندانند؟!. اين يكي آقا ميگه اگر يكم جمهوري اسلامي به قوانيين مصوب، اهميت بده و ترياك من را هم در اروپا تامين كنه ، يعني اصلاحات انجام شده.!

و خلاصه زامبي هاي ذهني هم اين بين در قالب حقوق دمكراسي در كشورهاي كاپيتاليستي ميچرند و  ، ميگويند كارگران، و زحمت كشان چرا گشنه اند و از اين حرفها..!
حالااگر به همه اين نسبتاً گراميان بگوييد چه كسي باعث اين مشكلات است، ميگويند: 
چطور نميدوني؟! جمهوري اسلامي
ميگويم خوب چرا به جاي اينكه به گرد هم جمع شويد و به اصل موضوع بپردازيد، به مسائل ناشي از مطلب اصلي ميپردازيد؟!
ميكويند يعني تو متوجه نيستي الان جان ريحانه مهم است.!
بابا جان ديروز هم جان سهراب و ندا مهم بود..!
خلاصه هرچي گفتم ظاهراً زبان آدم حاليشون نيست، گفتم به زبان جانوري كه قبلاً هم سي و چند سال پيش امتحانش را پس داده و مردم ما از اين امتحان سربلند در آمدند ، بگويم شايد كسي متوجه شوند.
صدق الله العليه العظيم


۱۳۹۲ اسفند ۱۶, جمعه

خسرو فروهر در نگاهی دیگر.

مدتی قریب سه سال است که کارها ، گفتگوها و نتیجه تحقیقات یکی از فعالترین ناسیونالیست های ایرانی که خود  را لیبرال دمکرات میداند، پیگیری میکنم.
در این بین بازخورد مخاطب ، رفتار مدیا، و فلسفه گفتار و منطق او که از پیوستگی با سندهای بیشمار برخوردار است از او چهره ای ضد ونقیض و در عین حال بی مانند، نزد جامعه ایرانی بروز داده که با توجه به حقانیت گفتار او بسیار تمایل دارم آن را به نقد بکشم.

آنچه امروز مرا مجبور به قلم زدن درمورد او نموده تیز بینی، مطالعه و مقایسه بسیار هوشمندانه اوست که الحق مثال زدنیست.
از جمله مواردی که نزد من اهمیت وی را بالا می برد، سانسور مدیا، عدم امکان گذاشتن مطالب سایت او در بالاترین، و عدم دعوت وی به تلویزیون هایی که به طور پیوسته از کارشناسان، بالاخص کارشناسان تاریخ ایران استفاده میکنند، و وجود جو بایکوت حتی در مدیا هایی است که او با ایشان همکاری میکند.!

به طور نمونه این اواخر متوجه شدم تلویزیون اندیشه برنامه های وی را در آرشیو خود نمیگذارد و وقتی مطالب را پیگیر شدم، متوجه شدم مدیر تلویزیون مسئول به عدم قراردادن مطالب منتشر شده از ایشان در سایت میباشد.!
در بحث با مخاطبین عام تقریباً آنان که اورا از طریق برنامه هایش میشناسند وی را میستایند، و در مجموعه مخاطتبین خاص، از او برای نحوه برخوردش در پاسخ ها بسیار اظهار گلایه میکنند.!
البته پاسخ های تند او بر اساس "آنچه گفتم بروید مطالعه کنید" یا " من حاضر به ادامه بحث با آدم کم اطلاعات نیستم" که هرچند ممکن است درست باشد، اما چهره ای بی منطق را از او مصور مینماید، منجر به آن شده است که حقایقی از تاریخ معاصر ایران مظلوم واقع شده و هرچند مستند است ولی چون از زبان ایشان بیان میشود، مورد بی مهری قرار بگیرد و به اندازه کافی مخاطب را به خود جذب نکند.
اما آنچه مورد توجه میباشد این است که حرف صحیح را باید از منبع مطمئن بدست آورد، و ایشان از مطلع ترین افرادیست که تاریخ معاصر ایران به خود دیده و قضاوت مخاطب "خاص" چیزی از ارزش های ایشان کم نخواهد کرد. 
متاسفم برای آنچه برسر تاریخ معاصر ایران می آید ، فقط و فقط به خاطر بی سیاستی این وطن پرست آگاه" خسرو فروهر" و مکر و حیله دیگر مورخین در جذب مخاطب"مشیری، میلانی"،......

بابک خسروی.

۱۳۹۲ دی ۱۸, چهارشنبه

نگاهي به عملكرد جناب نوري زاد

چند صباحي نميگذرد از اينكه يكي از نويسندگان جان بر كف رهبر جمهوري اسلامي ناگاه تبديل به منتقد و نظريه پرداز وعاليجناب خاكستري و سرخ نويس ، سپس فيلسوف شد. اورا به زندان بردند و اعتصاب غذاي بلند مدت او همراه با فيلم ها عكسها از زندان بيرون آمد و خلاصه اورا تبديل به الگويي جهاني براي پايداري در مواضع ساختند و سپس يك هو سر ازممالك غربي در آورد سپس شروع كرد به تهيه الگويي براي تغيير در جمهوري اسلامي به نحوي كه در نهايت بنياد آن را حفظ كنند.!


در اين بين بعد از كشتارها و به خاك و خون كشيدن ملت در كف خيابانهاي پس از انتخاب سياه( سال٨٨) يكهو يك نويسنده و فيلم ساز ديگري پيداشد شروع كرد به نامه نوشتن به رهبري و ...
حالا بگذريم كه نامه نوشتن براي دختري به نام شيلر از استان كرمانشاهان آن هم به صورت جمعي منتج به خود كشي او شد.!(نقل از خودش) اما خوشبختانه ايشان سالم از زندان بيرون آمد و چون ديگه دانشگاهي تو دنيا پيدانميشه كه جمهوري اسلامي عواملش را به عنوان استاد بيرون بفرسته، ظاهراً ايشان را با طرحي جديد راهي سفرهاي استاني ميكنند تا.......!
فارغ از اينكه من هنوز به ادله منطقي براي مخارج سفرهاي ايشان محتسب عيالوار بودن ايشان پيدا نكردم ، اما اين دور از منطق به نظر نميرسد كه ايشان سفير صلح آن بخش از نظام به نظر مي آيند كه درصورت عدم توافق بخشي از نظام كه در حال بازي موش و گربه با قدرتهاي جهاني احتمال سوختنشان به نظر ميرسد، به عنوان آلترناتيوي جايگزين كه بسيار هم خودشان را به توده ها مردم نزديك كرده اند، باشند. تا در نهايت به پايداري نظام در دست بخش ديگري از مافيا حاكم بر كشور كه ماموريتي جز جلوگيري از ثبات در محدوده  انبار انرژي جهاني ندارند ، اطمينان بخشد.

اما از آنجا كه اين حيله ها ديگر در نزد مردم ما رنگ و بويي ندارد و حكماً مانند سر بديوار كوبيدن ميماند ظاهراً با طرح و نقشه اي جديد ، شروع به حمله هاي بي اساس و سازمان يافته به نقاطي از شخصيت او ميكنند كه ملت شريف ايران و آن بخش از جامعه كه هنوز غيرتي دارد، بدان حساس است.
حمله تبليغاتي به اين شخص كه هيچ پشتوانه اي ندارد (مانند شكايت همسر آقاي نوري زاد بدليل تجاوز ايشان به دخترش ) آنقدر مسخره و بي منطق بود كه كاملاً مشخص بود اين يك تبانيست .!
چرا كه بديهي بود دروغي به اين بزرگي ميتواند منجر به بسته شدن يك بنگاه خبري شود، چگونه ممكن هست بدون هماهنگي با او و خانواده ايشان همچين مطلبي را بسازند و منتشر كنند.
لذا يادآوري ميكنم مردم ما بايد با هوشياري حركات كثيف اين نظام را زير نظر داشته و گول تبليغات دروغين آن را نخورند.
پاينده ايران ، پايدار ايراني ، برافراشته پرچم شيرو خورشيد نشان ايران شاهنشاهي به پادشاهي رضاشاه دوم.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

اين روزگاران در ايران چه ميگذرد .!

پس از هزارو دويست سال بدبختي و ذلالت دقيقاً در زماني كه يك ايراني وطن پرست به فكر بازگشت جلال و شكوه ايران به ايرانيان بود ، در پي همياري دول اسلام دوست به ياري تعدادي اقليت خائن و اكثريت نادان( شما بخوان احمق) دوباره آتش جهل ملت بر جوانه هاي ايران افتاد تا از اين رهگذر باقيمانده و بقاياي فر ايران را بر كشتي ها سوار كنند و سر از موزه هاي انگليس، فرانسه و ديگركشور هاي صهيونيست نواز  درآورد تا بدين سان تمامي آنچه تاريخ مسخره مستند در كتاب عهد عتيق را( طوفان نوح ، قوم هاي در آتش سوخته .... را ) نفي ميكند از دسترس خارج شود !
البته از اين رهگذر حمله مافياي يهود در نظام حاكم بر روسيه كه در آنروزگاران شوروي خوانده ميشد براي كامل بودن اين سهم (در زماني كه سوريه و اسرائيل بر بخش عمده اي از مخازن فرهنگي دست انداخته بودند) با حمله گسترده به كشور دومين شاه منطقه( ظاهر شاه) استيلاي كامل را تعريف كرد و تنها مصر به عنوان آخرين گنجينه كه از قبل مورد سرقت قرار گرفته بود به عنوان آخرين مخزن فقط به عنوان مأمن آخرين سردار ايراني باقي ماند.!
تا آنجا را نيز بدين سان كه ميبينيد به آتش كشند.
در طي اين سي و چهار سال تمامي فرزندان آموزش يافته كشور براي بازسازي ايران درجه يك( به تعبير شاه فقيد) چه در جنگ و چه در سياه چال هاي رژيم حاصل از تفكر اسلام  به كشتن رفتند، و باقيمانده آنها كه متاسفانه هرگز تحت تعاليم فرهنگي ميهن عزيزم قرار نگرفتند تا با ايدئولوژي ايراني آشنا شوند با ايدئولوگ مسخره ديگري منشعب از همان اسلام، مغز شويي شدند و در رهگذر جنگ خانمان سوز به مسلخ برادران خود رفتند تا بهانه اي براي به اعدام كشيدن ديگر فرزندان مام ميهن قرار گيرندكه در زندانها اسير جبرو جهل بودند.
ثروت ذخيره شده كشور را با اعمالي از قصد و از پيش تعيين شده تحت عنوان خسارات بين المللي بااعمال وحشيانه به جهان غرب بخشيدند، ودر رهگذر تاريخ نه تنها خسارتي از بابت جنگ تحميلي نستاندند، بلكه به باز سازي نيروهاي مسلح، اما از نوع ديگر در كشور متخاصم پرداختند !
ثروت حاصل از كشور را خرج نيروهاي نظامي تروريستي در جهان نمودند تا ظاهري مظلوم تر براي اعمال زمين خوارانه دولت اسرائيل در منطقه بوجود بياورند و از اين رهگذر منابع نفت مان را خرج كشورها و ممالك ديگر كردند.!
باساخت بزرگترين ارتش مافيايي در جهان بزرگترين شبكه صادرات مواد مخدر حاصل از افغانستان به اروپا و آمريكا و از آمريكا جنوبي به آسيا را سامان دادند 
و در حالي كه سرانشان همه يا تابعيت انگليس ، فرانسه يا آمريكا را داشتند با شعارهاي دروغي مرگ بر آمريكا و انگليس و فرانسه بر طبل بي شعوري ملت كوبيدند ، اينجا من به ياد داستان خر به رفت و خر برفت مولانا مي افتم .
در اين سي و اندي، بيشترين مقدار معادن غير نفتي كشور گشوده و به يغما رفت در حالي كه مردم كماكان احمق فقط صادرات نفت را شمارش ميكردند!
از پس درآمد حاصل از مواد مخدر، مافياي صادرات دختران ايراني تحت نام "طرح مبارزه با معضل اجتماعي دختران فراري" تا حدي منطقه رااز دختران ايراني اشباء نمود كه مجبور به ايجاد فاز جديدي به نام قاچاق اجزاء بدن به مركزيت دبي شدند و بدين سان دختركان ايراني را پس از خريد از خانواده ها به عنوان فرستادن براي ازدواج در شيخ نشين ، به سلاخ خانه هاي دوبي و قطر و گاهاً عربستان و اين اواخر مالزي و تايلند فرستادند و براي انجام راحت تر اين تجارت دربعضي از آن كشورها بيمارستانهايي را تاسيس نمودند.!
پس از آنكه كشور آمريكا با سرمايه گذاري مشترك همرا باديگر شركتهاي تراس غرب من جمله بريتيش پتروليوم اقدام به رشد توليد نفت تا سرحد رسيدن به جرگه صادركنندگان ميكند، ايران روزانه از توليد نفتش كاسته ميشود و در بينابين اين تحريم با وجود رشدمصرف  روز افزون داخلي از جلگه صادركنندگان نيز خارج خواهد شد!
و چون ديگر كاري براي تخريب اين ويرانه باقي نمانده درحالي كه يكي از بزرگترين رودهاي منطقه به نام كارون را همچون درياچه بيمانند اروميه، خشك كردند ، خاك زراعي كشورم را نيز به توبره ميكشند و به كشورهاي عربي جنوب ايران صادر ميكنند تا مبادا از اين رهگذر در صورت خروج از اين كشور تا صد سال آينده امكان بازسازي برايش باقي بماند، آب رودخانه كارون در نهايت به مكاني منجر ميشود كه شوره زار است و هيچ حاصلي آنرا نيست.
سردمداران اينكارها خميني بود كه از تركه اي وابسته به هندوستان در زمان مستعمرگي هند بدست انگليس بدنيا آمده و رهرو فردي به نام شيخ فضل اله نوري بود كه امروز وابستگيش به انگليس مسلم است ، خامنه اي بود كه در دانشگاه هاي روسي تحصيل كرده بود، قطب زاده و يزدي را هرگز از ياد نبريد ، كه وابستگيشان به غرب مسلم است!
درسردمداران متصل بسياري يهوديان به ظاهر مسلمان شده اي بودند كه در اين آخر يكيشان كه احمدي نژاد بود براي مشروعيت بخشيدن به حمله احتمالي غرب و اسرائيل به ايران از جملاتي مانند اسرائيل بايد از روي نقشه جغرافياي جهاني پاك شود، استفاده ميكرد!
در اين روزگار غريب ملت احمقي در ايران زندگي ميكنند كه براي آزادي خود از اين شرايط، دلخوش به حمله احتمالي غربند براي به آزادي رسيدن و حتي جسارت آن روزگاران ايرانيان را كه در آتش خود افروخته پريدند تا به دست دشمن نيفتند را ندارند، چه رسد به ستيز!
اينها را نوشتم كه چون توان فردوسي را در بيان ندارم اما نخواستم آيندگان فكر كنند همه وطن فروش و احمق بودند ، زيرا معتقدم ققنوس ايران روزي از زير خاكستر بر خواهد خواست.
مردماني از ديار راستي
واين داستان ادامه دارد...